بهش بگو:
بهش بگو سلام.....
بهش بگو سلام....
بهش بگو سلام....
همون سلامی که دوست داشتم یه روزی تو دنیای واقعی به همون کسی بگم که شریکم باشه ...
شریکم باشه هم تو غم هم تو شادی
یادتونه تو امضام نوشته بود م بدترین درد مردن نیست...
هنوزم میگم بدترین درد مردن نیست....
بدترین درد اونیه که یه نفر حتی یه نفر و هم نداشته باشی تا تو دنیای واقعی با خنده هات بخنده و یا اینکه با بغض کردنات واست ابر بهار شه و بباره
دوست داشتم این نوشته هامو تو وبلاگم مینوشتم
و اطفاقا همین کارو هم الان میکنم
بازم میگم سلام....
سلام به تو ای مخلوقی که خالق عشقی بزرگ توی این قلب کوچکم شدی
سلام به تو ای فداکاری که با همه یخواهش های نفسیت جنگیدی تا برایم یه همراه باشی
همون همراه توی امضا هام همون کسی که با بودنت توی سخت ترین شرایط همدم واقعی من شدی
میدنی که خیلی دوست دارم....
میدونی که الان که دارم برات مینویسم دارم برات مبارم
مثل همون بارونی که همیشه دوسش داشتم
آره این اشک شادیه
همون اشکی که بارها از دیده ی تموم قهرمان ها دنیای خاکی ریخته میشد و من در حسرت بودم
حالا تو هم باعث شدی که من مثل یه قهرمان توی سرزمین آرزوهام اشک شوق بریزم ....
دوست دارم بدونی که نفسم بسته به لبخندی که روی لبات نقش میبنده...
همسرم دوستت دارم

بهش بگو سلام....
بهش بگو سلام....
همون سلامی که دوست داشتم یه روزی تو دنیای واقعی به همون کسی بگم که شریکم باشه ...
شریکم باشه هم تو غم هم تو شادی
یادتونه تو امضام نوشته بود م بدترین درد مردن نیست...
هنوزم میگم بدترین درد مردن نیست....
بدترین درد اونیه که یه نفر حتی یه نفر و هم نداشته باشی تا تو دنیای واقعی با خنده هات بخنده و یا اینکه با بغض کردنات واست ابر بهار شه و بباره
دوست داشتم این نوشته هامو تو وبلاگم مینوشتم
و اطفاقا همین کارو هم الان میکنم
بازم میگم سلام....
سلام به تو ای مخلوقی که خالق عشقی بزرگ توی این قلب کوچکم شدی
سلام به تو ای فداکاری که با همه یخواهش های نفسیت جنگیدی تا برایم یه همراه باشی
همون همراه توی امضا هام همون کسی که با بودنت توی سخت ترین شرایط همدم واقعی من شدی
میدنی که خیلی دوست دارم....
میدونی که الان که دارم برات مینویسم دارم برات مبارم
مثل همون بارونی که همیشه دوسش داشتم
آره این اشک شادیه
همون اشکی که بارها از دیده ی تموم قهرمان ها دنیای خاکی ریخته میشد و من در حسرت بودم
حالا تو هم باعث شدی که من مثل یه قهرمان توی سرزمین آرزوهام اشک شوق بریزم ....
دوست دارم بدونی که نفسم بسته به لبخندی که روی لبات نقش میبنده...
همسرم دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 11:6 توسط hero |
حالا نوبت 12+1 به در
+ نوشته شده در سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 20:11 توسط hero |
یه نمه رومانتیک بازی
هی تو....
میدونی که همیشه ی خدا مثه گلای کاغذی رو دیوار ساکت آرومم
میدونی که مردم گلای کاغذی و واسه شکفتن غنچشون و باز شدن گلبرگای قرمزشون دوس دارن
آره میدونم که این چیزاروخوب میدونی ولی...
میخوام بدونی که وقتی خوشحالی و میخندی-خنده هات روح دوباره ای به این تن خسته میده و اگه میبینی گنچه ی لبخند رو لبام شکوفا میشه واسه اینه که تنها امیدم به این زندگی منو با تموم وجودش دوست داره....

ادامه مطلب
میدونی که همیشه ی خدا مثه گلای کاغذی رو دیوار ساکت آرومم
میدونی که مردم گلای کاغذی و واسه شکفتن غنچشون و باز شدن گلبرگای قرمزشون دوس دارن
آره میدونم که این چیزاروخوب میدونی ولی...
میخوام بدونی که وقتی خوشحالی و میخندی-خنده هات روح دوباره ای به این تن خسته میده و اگه میبینی گنچه ی لبخند رو لبام شکوفا میشه واسه اینه که تنها امیدم به این زندگی منو با تموم وجودش دوست داره....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 9:37 توسط hero |
سال نو مبارک

+ نوشته شده در شنبه 3 فروردین1387ساعت 17:56 توسط hero |


